به گزارش حیات به نقل از فارس، اوپنایآی اخیراً اعلام کرده دن دریسکول، وزیر بیستوششم نیروی زمینی آمریکا، را بهعنوان مشاور ارشد نوسازی امنیت ملی به مجموعه خود اضافه میکند.
گفته میشود دریسکول بهعنوان عضو هیئتمدیره یا مدیر اجرایی منصوب نشده، اما وظیفه آن، موضوعات بسیار مهمی را چون ارتباط با دولتها، صنایع، مراکز دانشگاهی و نهادهای امنیتی متحدان آمریکا و انتقال نیازهای عملیاتی این مجموعهها به تیمهای داخلی شرکت برعهده دارد.
همین شرح وظایف، سرنخ اصلی برای فهم اهمیت انتصاب است!
دریسکول زبان نیازهای نظامی را میشناسد
او از افسران پیشین ارتش آمریکا بوده، در لشکر دهم کوهستان خدمت کرده و تجربه فعالیت در بخش خصوصی، حقوق و مدیریت تجاری را نیز دارد. در دوره وزارتش، مسئولیت عملیات، نوسازی و تخصیص منابع ارتش با او بود؛ مجموعهای شامل نزدیک به یک میلیون نیروی فعال، گارد ملی و ذخیره و بیش از ۲۶۵ هزار کارمند غیرنظامی.
اهمیت این سابقه زمانی روشنتر میشود که به برنامه تحول ارتش آمریکا در مه ۲۰۲۵ نگاه کنیم.
در نامهای با امضای دریسکول و ژنرال رندی جورج، رئیس وقت ستاد ارتش، ادغام هوش مصنوعی در گرههای فرماندهی و کنترل برای تسریع تصمیمگیری و حفظ ابتکار عملیاتی بهعنوان یکی از محورهای تحول ارتش معرفی شد. وزارت دفاع نیز هدف توسعه فرماندهی و کنترل مبتنی بر هوش مصنوعی در سطوح عملیاتی مختلف تا سال ۲۰۲۷ را مطرح کرده بود.
این سابقه نشان میدهد دریسکول پیشتر با یکی از مهمترین مسائل خریداران نظامی فناوری هوش مصنوعی سروکار داشته است، مسائلی که در آن بررسی میشود چگونه قابلیتهای آزمایشگاهی به ابزارهایی تبدیل شوند که در ساختار واقعی فرماندهی، ارتباطات، اطلاعات و تصمیمگیری قابل استفاده باشند.
از این منظر، مزیت او برای اوپنایآی الزاماً دانش طراحی الگوریتم نیست؛ بلکه شناخت سازوکار خرید نظامی، موانع سازمانی، الزامات امنیتی، فرایند نوسازی و زبان تصمیمگیرندگان دفاعی است.
چنین تجربهای میتواند فاصله میان تولیدکننده فناوری و نهادی را که باید آن را در ساختار عملیاتی خود جذب کند، کاهش دهد.
اوپنایآی پیش از این انتصاب وارد شبکه نظامی شده بود
برای درک معنای واقعی این استخدام باید به فوریه ۲۰۲۶ بازگشت. در ۲۷ فوریه، اوپنایآی با وزارت جنگ آمریکا برای استقرار سامانههای هوش مصنوعی در محیطهای طبقهبندیشده توافق کرد. این توافق در بحبوحه اختلاف شدید پنتاگون با شرکت آنتروپیک بر سر محدودیتهای استفاده نظامی از هوش مصنوعی شکل گرفت.
آنتروپیک حاضر نبود محدودیتهای مربوط به استفاده از فناوری خود در تسلیحات خودمختار و نظارت گسترده داخلی را کنار بگذارد.
دولت آمریکا در همان مقطع دستور توقف استفاده از فناوری این شرکت را صادر کرد و پنتاگون نیز تهدید به معرفی آن بهعنوان ریسک زنجیره تأمین کرد.
اوپنایآی در مقابل، وارد توافقی برای حضور در شبکههای طبقهبندیشده وزارت جنگ شد؛ هرچند با معرفی آنتروپیک بهعنوان ریسک زنجیره تأمین نیز مخالفت کرد. رویترز ارزش قراردادهای منعقدشده پنتاگون با چند شرکت هوش مصنوعی را تا سقف ۲۰۰ میلیون دلار برای هر قرارداد گزارش کرده است.
بنابراین استخدام دریسکول نقطه آغاز رابطه اوپنایآی با ساختار نظامی نیست. شرکت پیشتر زیرساخت قراردادی ورود به محیطهای حساس دفاعی را ایجاد کرده بود. اکنون مسئله مهمتر، گسترش استفاده سازمانی، شناسایی نیازهای جدید و ایجاد ارتباط پایدار با نهادهایی است که قرار است این فناوری را به کار بگیرند.
در این مرحله، حضور فردی که تجربه اداره یکی از بزرگترین سازمانهای نظامی آمریکا و اصلاح فرایندهای خرید و نوسازی آن را دارد، میتواند ارزش راهبردی پیدا کند.
خط قرمزهای اوپنایآی همه کاربردهای نظامی را حذف نمیکنند
اوپنایآی در توضیح توافق خود با وزارت جنگ، سه محدودیت اصلی را اعلام کرده است: استفاده نکردن از فناوری برای نظارت گسترده داخلی؛ هدایت تسلیحات خودمختار؛ و تصمیمگیری خودکار در موضوعات حساس که مستلزم تأیید انسان هستند.
شرکت همچنین ادعا کرده است استقرار سامانهها صرفاً از طریق فضای ابری انجام میشود، مدلهای فاقد سازوکارهای ایمنی در اختیار پنتاگون قرار نمیگیرند و کنترل لایه ایمنی در اختیار خود اوپنایآی باقی میماند. به گفته شرکت، کارکنان دارای مجوز امنیتی نیز در فرایند نظارت و بهبود سامانه حضور خواهند داشت.
اما در اینجا یک ظرافت مهم حقوقی وجود دارد.
متن قراردادی منتشرشده، استفاده وزارت جنگ را برای تمام اهداف قانونی، با رعایت الزامات قانونی و پروتکلهای نظارتی مجاز میداند و تصریح میکند که سامانه نباید بهطور مستقل تسلیحات خودمختار را در مواردی که قانون، مقررات یا سیاست وزارتخانه کنترل انسانی را الزامی کرده است، هدایت کند.
طبق این ادعا این صورتبندی به معنای ممنوعیت همه انواع استفاده نظامی از هوش مصنوعی نیست. بر این اساس، کمک به تحلیل اطلاعات، پردازش دادههای عملیاتی، شناسایی الگوها، برنامهریزی و پشتیبانی از تصمیمگیری، لزوماً در همان دسته هدایت مستقل تسلیحات قرار نمیگیرند.
در نتیجه، اوپنایآی میتواند همزمان مدعی حفظ محدودیتهای اخلاقی خود باشد و بازار گستردهای از کاربردهای امنیتی و نظامی را دنبال کند.
اما مرز حساس دقیقاً در جایی قرار دارد که سامانه از تحلیل و پیشنهاد عبور میکند و به تصمیمسازی تعیینکننده در عملیات نزدیک میشود.
شبکه متحدان، بازار بزرگتر از قراردادهای پنتاگون است
نکته دیگری که در اطلاعیه انتصاب اهمیت دارد، تأکید مکرر بر همکاری با متحدان آمریکا است.
اوپنایآی صرفاً از تقویت توان دفاعی ایالات متحده صحبت نکرده، بلکه ایجاد ارتباط با دولتها، نهادهای دانشگاهی و شرکای بینالمللی را جزو مسئولیتهای دریسکول قرار داده است.
این جهتگیری با برنامه سایبری «دِیبریک» نیز ارتباط دارد. اوپنایآی در ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ از تعهد یک میلیارد دلاری برای گسترش دسترسی یارانهای، آموزش، پشتیبانی فنی و همکاریهای مرتبط با حفاظت از خدمات حیاتی خبر داد. این برنامه حوزههایی مانند آب، برق، بانکداری و زیرساختهای عمومی را نیز در بر میگیرد.
بنابراین بازار امنیت ملی فقط خرید سامانه برای میدان نبرد نیست. حفاظت سایبری، تحلیل تهدید، تابآوری زیرساختها و یکپارچهسازی ابزارهای هوشمند در سازمانهای امنیتی نیز بخشی از این بازار است.
اگر اوپنایآی بتواند ابزارهای خود را در فرایندهای روزمره سازمانهای امنیتی آمریکا و متحدانش جای دهد، مزیتش صرفاً فروش یک مدل هوش مصنوعی نخواهد بود؛ بلکه به دست آوردن جایگاهی در زیرساخت فناوری و تصمیمگیری این سازمانها خواهد بود. این همان جایی است که نقش یک مشاور آشنا با ساختار نظامی و همکاریهای بیندولتی اهمیت پیدا میکند.
چرخش از دولت به صنعت، پرسش تازهای ایجاد میکند
دریسکول در ۳۱ اوت ۲۰۲۶ از وزارت ارتش خارج شد و حدود دو ماه بعد، انتصابش در اوپنایآی اعلام شد. این فاصله زمانی، موضوع ارتباط میان مقامهای دولتی سابق و شرکتهایی را که با دولت قرارداد دارند، دوباره مطرح میکند.
قانون فدرال آمریکا، از جمله ماده ۲۰۷ عنوان هجدهم قانون ایالات متحده، برای مقامهای سابق محدودیتهایی در نمایندگی و تلاش برای اثرگذاری بر دولت تعیین کرده است؛ از جمله ممنوعیت دائمی نمایندگی در برخی پروندههایی که فرد شخصاً و بهطور اساسی در آنها مشارکت داشته و محدودیت دوساله در برخی موضوعاتی که تحت مسئولیت رسمی او بودهاند.
مسئلهای که نیازمند شفافیت است، دامنه ارتباطات مجاز، ترتیبات جلوگیری از تعارض منافع و نحوه تفکیک تجربه تخصصی او از دسترسیهای حاصل از سمت قبلی است. این درحالیاست که اطلاعیه عمومی اوپنایآی جزئیات این ترتیبات را مشخص نکرده است.
در نهایت، اهمیت این انتصاب را باید در تغییری بزرگتر جستوجو کرد: ورود شرکتهای هوش مصنوعی از مرحله فروش فناوری به مرحله مشارکت در نوسازی ساختارهای امنیتی دولتها.
اوپنایآی پیشتر به شبکههای طبقهبندیشده راه یافته و اکنون در پی تقویت ارتباط سازمانی و بینالمللی خود است. استخدام دریسکول میتواند این مسیر را تسهیل کند و شاید زمینهساز این مسئله گردد که شرکت کنترل تسلیحات را رقم زده یا توسعه سامانههای کشتار خودمختار را عملیاتی کند.
حال باز این سوال بی جواب میماند که وقتی یک شرکت خصوصی به بخشی از زیرساخت اطلاعاتی و تصمیمسازی امنیت ملی تبدیل میشود، چه نهادی بر مرز اختیارات آن، نحوه استفاده از دادهها و مسئولیت پیامدهای تصمیمهایش نظارت خواهد کرد؟
منابع
https://openai.com/index/dan-driscoll-joins-openai/
https://www.army.mil/article/285100/letter_to_the_force_army_transformation_initiative
https://www.reuters.com/business/media-telecom/openai-details-layered-protections-us-defense-department-pact-2026-02-28/
https://openai.com/index/our-agreement-with-the-department-of-war/
https://openai.com/index/daybreak-for-frontline-defenders/
انتهای پیام//
نظر شما